گره
|
|
یک گره در پای من از عشق تو
یک گره بر قلب من از هجر تو
این گره ها را تو بخشیدی به من
تو مرا انداختی در این گره
باید از دولتسرای عشق تو
واکنم این بندهای پرگره
یا بپرسم از تو ای گم گشته ام
هیچ می دانی که ماندم در گره
کاش کور می شد دوچشمم آن دمی
که نگاهت روی آن می خورد گره

نظرات شما عزیزان:
مهدیس 
ساعت23:49---3 تير 1391
سعی کن مثل خورشـــــــــید زیاد نور نـــدی چون همه از نــورت استفاده می کنن ولی اصلا نـــگات نمی کنن؛
سعی کن مثل ســــتاره کم نــور بدی تا همه تو خلــوت شباشون دنبالـــت بگـــردن
قاسم جان وبلاگ جالب وزیبایی داری...مرسی از نوشته ها و عکسهای زیبات
|
|
[+]
نوشته شده توسط ghasem در 11:35 |
| |